![]() |
![]() |
|
| ترجمه و قواعد |
در س سوم چوپان کوچک کودک تنهاست او در کلبه است. چه کنم؟! من گر سنه ام...!! خانواده ام فقیر هستند!! در این لحظه صدایی شنید پس از کلبه بیرون آمد
ای کودک!آیا می تونی کاری انجام دهی ؟ - من..من..بله ...بله ... - حتما من قوی هستم. - چراندن گوسفندان سخت است .تو کودک هستی..! - -نه...نه..آقای من . من می توانم.
در صحرا.. ناگهان.. یک میش را گم کردم! کجا رفت؟! آیا گرگ آن را خورد؟! چه کنم؟! بسرعت رفت...پس آن را یافت..در میان علف ها..! ولی در غیاب او گرگ آمد و یک میش را دزدید
گریان به سوی روستا بازگشت! وگفت.. غفلت نکردم! تنبلی نکردم! گوسفندان را گم نکردم! در خانه -آقای من ...آقای من..گرگ..گرگ.. -چی؟ -گرگ.. ببخشید...آقای من.... -تو بادقت کار نکردی ..و در وقت معین برنگشتی... وکودک را به شدت زد!
خبر به پیامبر(ص) رسید پس شدیدا ناراحت شد. -ای مرد آیا کودک به مواجه شدن با حیوان وحشی
تواناست؟چیز محال میخواهی؟ مرد خجالت کشیدو.... کودک آمد و آثار اشک بر چشمش. پس پیامبر (ص) به مرد نگاه کرد... سپس گفت:« قطعا خدمتکاران شما برادرانتان هستند.» پس مرد شدیداخجالت کشیدو از کارش بسیار پشیمان شد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 13:57 توسط مهسا و پریسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ قصد داریم که ترجمه وقواعد عربی سوم راهنمایی را زیر نظر دبیر عربی مدرسه خانم ملکی آموزش دهیم.
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
آموزش زبان عربی(خانم ملکی) مدرسه فرزانگان زینب شهرری سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان نکونام ترفند.اس ام اس. دانلود نجوم(مهسا) آموزش عربی(ناهید) طنز(گری الدمن) توپ توپ توپ تبیان |
|
RSS
|